سکوت مطلق شب ها هم امید دهنده است و هم کشنده

چگونه آدمها صدای نفس های همدیگر را نمی شنوند؟
 
نفس های زخم خورده  نفس های افسرده

چگونه سکوت معنای مطلق تهی شدن از توست؟
 
تو که تمام عاشقانه های مرا می ساختی و پر می کردی
 
 و روزی بالاخره با دستان گناه آلودت خرابشان کردی!!!
 
نه ببخش، گناه از آن من است و بس

ماندم تا بعد از رفتنت بر نبودنت جامه سوگ بپوشم

رفتی تا نگاه تمام عالم را به جان نخری که نگویند چه شد،
 
غافل از اینکه دلی را شکستی که تنها تو را داشت و بس

سکوت و تنهایی را پاس می دارم که وقتی تنها هستم کنارمی و تو را دارم
 
اگرچه دور شده ای فرسنگ ها

باری...
 
 
خوشم به آنچه هستی و لبخندی که بر لبانت جاریست
 
، مهم نیست چه زمان بغض گلویم را می فشارد!