عاشقم هنوز

من هنوز عاشقم
انقدر که می توانم
چشمانم را ببندم
و خیال کنم
هنوز دوستم داری...!!!

بزار خیال کنم منم اون که دلت تنگه براش

اونی که وقتی تنهایی پر میشی از خاطره هاش

دوباره فال حافظ و دوباره توی فالمی

بزار خیال کنم بزار اگر چه بیخیالمی

نازنین آمد ...!

نازنین آمــــد و دستی به دل مـــــا زد و رفت‏‎ ‎
پــــرده ی خلوت این غمکده بـــــالا زد و‏‎ ‎رفت‎ ‎

کنج تنهـــــایی ما را به خیـــــالی خوش کرد‏‎ ‎
خواب خورشید به چشم‏‎ ‎شب یلدا زد و رفت‏‎ ‎

درد بـــــی عشقی ما دید و دریغش آمــــــد‏‎ ‎
آتش شوق‏‎ ‎درین جـــــان شکیبــــا زد و رفت‏
‎ ‎
خرمن سوخته ی ما به چه کارش می‎ ‎خورد‎ ‎
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت‏‎ ‎

رفت و از گریـــــه‎ ‎ی تـوفانـی ام اندیشه نکرد‏‎ ‎
چه دلی داشت خدایـــا که به دریا زد و‏‎ ‎رفت‎
‎ ‎
بــــود آیـــــا که ز دیوانـــــه ی خــــود یاد کند‏‎ ‎
آن که زنجیـــــر به پای‎ ‎دل شیــــدا زد و رفت‏

خدایا

خدایا! ...

رحمتی کن ،تاایمان ،نام و نان برایم نیاورد! ...قوتم بخش ،تا نانم را ،
و حتی نامم را ،در خطر ایمانم افکنم! ...تا از آنانی نباشم که ،پول دین را می گیرند ،
و برای دنیا کار می کنند! ...بلکه از آنانی باشم که ،پول دنیا را می گیرند ،
و برای دین کار می کنند! ...

 
 
  آبی آسمان و خدا.
آنرا میبینم و میدانم که نیست.
او را نمیبینم و میدانم که هست .