گناه
آخرین گناهم
تنها گناهم بود
و تنها گناهم
پاکترین گناهم...
این تویی که بی گناهی
این تویی که بی گناهی
مانند هرروز و همیشه
و چه لبخندت زیباست...
این زمستان، ساعت، پنجره،
این زمستان، ساعت، پنجره،
همه و همه خاطره هایمان را فریاد می زنند
و من بی پاسخ به فریادشان
فقط سکوت می کنم...
کاش تو هم همانند من بی پروا از تمام چراها سخن می گفتی!...
کاش تو هم همانند من بی پروا از تمام چراها سخن می گفتی!...
+ نوشته شده در شنبه دهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۱۸ ق.ظ توسط محمد