X
تبلیغات
بی وفایی
تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 | 5:5 بعد از ظهر | نویسنده : محمد

در پایان زندگی از ما خواهند پرسید :

آیا گرسنه ای را سیر کرده ای؟

    برهنه ای را لباس پوشانده ای ؟

      بی خانه ای را پناه بخشیده ای ؟

        گرسنه نه فقط گرسنه نان ، که گرسنه عشق

         برهنه نه فقط از تن پوش ، که برهنه از عزت و احترام انسانی

           و بی خانه نه فقط از خشت و گل ،که بی خانمان به سبب طرد و رانده شدن



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392 | 4:30 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
گـاهـی بــاید رفـت و بعضـی چیــزهای بردنـی را بـا خـود بــرد ،

مـثل یـــــاد ،مـثل غــرور ،

و آنچــه ماندنـیست را جــا گــذاشت ،

مـثل خــاطره ،مـثل لبـخند ،

رفـتنت ماندنــی مــی شود ، وقتــی کـه نبــاید بـروی ،

و ماندنــت رفـتنــی مــی شود ، وقتـی کـه نبــاید بمـانــی ...!



تاريخ : یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1392 | 3:35 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
بی نهایت دلتنگت شدم 

وجودم تنها تو را میخواند

یک کلام ختم کلام

دوستت دارم



تاريخ : جمعه سی ام فروردین 1392 | 1:11 بعد از ظهر | نویسنده : محمد

پاییزرا دوست دارم چون فصل غم است . 

غم را دوست دارم چون اشک دل است .

دل را دوست دارم که عشق را به من آموخت .

عشق رادوست دارم چون عشق دل من تویی .

ودر آخر تورا دوست دارم چون تو فقط مال منی

تـــــقدیم به تــــمام هـــستیم

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

فرخنده



تاريخ : چهارشنبه بیست و یکم تیر 1391 | 9:5 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
یکی بود تو قصمون وفا نکرد ...

رفت و پشت سرشم نگاه نکرد ...

یکی بود زندگیشو هوس سوزوند ...

 آبروش رفت و دیگه اینجا نموند ...

یکی بود یکی نبود و یک پری ...

یه بغل عاشقی های سرسری ...

کی بود اون که طاقت گریه نداشت ...

عاشق هوس شد و تنهام گذاشت ...

کی بود کی بود اون تو بودی ...

کاشکی از اول نبودی ...

شاید باید می فهمیدم که قلب تو پر از ریاست ...

دوست دارم گفتن تو درست مثل باد هواست



تاريخ : پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 | 10:34 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
 

بی وفا!!

ایـن روزهـا نـه مـجـالـی

بـرای دلـتـنـگـی دارم

و نـه حـوصـلـه ات را..

ولـی بـا ایـن هـمـه،

گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد . . .



تاريخ : پنجشنبه یازدهم خرداد 1391 | 10:33 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
 

هیس!

ساکت!!!

آهسته بروید!

آهسته بیایید!

اینجا وجدان ها

همه خوابند…!



تاريخ : دوشنبه سی ام آبان 1390 | 0:5 قبل از ظهر | نویسنده : محمد

 

زندگی شطرنج دنیا ودل است ،

                                         پای اسب ارزوها ، در گل است !

فیل بخت ما عجب کج میرود ،

                                         در سر ما بس خیال باطل است !

مهره های عمر من نیمش برفت ،

                                         مهره های تو تمامش کامل است !

من نسنجیده پی فرزین تو ،

                                        باختم دل چون حریفم قابل است



تاريخ : دوشنبه سی ام آبان 1390 | 0:4 قبل از ظهر | نویسنده : محمد

کاش میشد غربت دل راشکست ،

                                                شیشه عمر شقایق را شکست ،

کاش میشد در سکوت مرگبار زندگی ،

                                               این طلسم بی وفایی را شکست



تاريخ : دوشنبه سی ام آبان 1390 | 0:2 قبل از ظهر | نویسنده : محمد


این هم از یک عمر مستی کردنم ،
سالها شبنم پرستی کردنم ،

ای دلم زهر جدایی را بخور ،
چوب عمری با وفایی را بخور،

ای دلم دیدی که ماتت کرد ورفت ،
خنده ای بر خاطراتت کرد ورفت ،

من که گفتم این بهار افسردنیست ،
من که گفتم این پرستو رفتنیست ،

آه عجب کاری بدستم داد دل ،
هم شکست و هم شکستم داد دل


تاريخ : جمعه سی و یکم تیر 1390 | 10:52 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
یاد گرفتم عاشق  تو باشم

یاد گرفتم تو را بی نهایت باور کنم

 آموختم تو را  بخوانم

آموختم از تمام وجودم فریادت بزنم

وتو هر بار صدای بی صدای مرا شنیدی و پاسخ گفتی

خطا میکنم و به بیراهه میروم

در راه زخمی  میشوم و تو مرا  از جا بلند میکنی

 

آری اصل من تویی خدای مهربانتر از مهربانترها

از تو میخواهم که آرامش بخش لَحَظاتم باشی      دکتر علی  شریعتی



تاريخ : شنبه یازدهم تیر 1390 | 2:15 بعد از ظهر | نویسنده : محمد

بزرگترین افــســوس آدمی آن است که حس میکند میخواهد اما نمیتواند .......

 

و به یاد می آورد زمانی را که می توانست اما ..........

نــخــواســت



تاريخ : چهارشنبه هجدهم خرداد 1390 | 6:35 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
وای خدا چقدر هوا گرمه

یا سردمونه یا گرم یا گرسنه هستیم یا تشنه یا خوابمون میاد یا ...

این آدمی زاد  همیشه داره دنبال یه چیزی میگرده که راحت زندگی کنه

بعضی ها واسه رسیدن به نیازهاشون چه کارها که نمی کنن !!!!

 

 



تاريخ : یکشنبه هجدهم اردیبهشت 1390 | 0:23 قبل از ظهر | نویسنده : محمد
سلام به تمام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه و بهترم بشه

تو این مدت که گذشت  زندگی با پستی و بلندیهاش درسهای خوبی بهم داده

الان دیدگاهم رو عوض کردم  میخوام  یه زندگی جدید رو شروع کنم

و تصمیم گرفتم همین روزها برم قاطی مرغها و لی انتخاب خیلی سخته



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390 | 6:48 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
سلام به تمامی دوستان گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه و اوضاع بروفق مراد.

معذرت میخوام یه مدت طولانی غیبت داشتم آخه سرم خیلی شلوغ بود

ولی این روزها یه کم آزادترم و میام بهتون سر میزنم

تشکر میکنم از تمامی عزیزان که بهم سر میزدن



تاريخ : سه شنبه پنجم بهمن 1389 | 7:29 بعد از ظهر | نویسنده : محمد

 

 

دست خودمان نیست كه روی حرفمان نمی مانیم؛

 ما بر زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور می زند



تاريخ : دوشنبه بیست و هفتم دی 1389 | 6:34 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
                                               

                                                 



تاريخ : جمعه دهم دی 1389 | 1:27 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
cartpostaleto.blogfa

تاريخ : جمعه سوم دی 1389 | 0:38 قبل از ظهر | نویسنده : محمد
 

فرسوده ام  از واژه ها

از کلماتی که مدعی اند در قضاوت ها

از نگاه هایی کاوشگر

از گوش هایی ناشنوا

بیزارم از بکن ها و نکن ها

از زنجیرها

از قالب ها

از قاب ها

پر پروازم را چیده اند

پاهایم را بسته اند

پرواز دلم را هیچ قفسی یارای اسارت نیست

رهایم ..........رها



تاريخ : جمعه بیست و ششم آذر 1389 | 9:44 قبل از ظهر | نویسنده : محمد
لذتی که در فراق هست در وصال

 نیست چون در فراق شوق وصال

 هست و در وصال بیم فراق



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 | 11:15 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
گناه من گناه بی گناهیست/تمام هستی ام غرق سیاهیست

به هر کس دل دادم بی وفاشد/چون پایبندش شدم از من جدا شد.

 

عاشق هر کس شدم،او شد نصیب دیگری

دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری

من سخاوت دیده ام ،دل را به هرکس میدهم

شرم دارم پس بگیرم ،آنچه را بخشیده ام

 

من دیگه غزل نمیگم واسه تو،اشکامو هدر نمیدم واسه تو

تو دقیقه های تلخ انتظار،چه میدونی چی کشیدم واسه تو

من میخوام دیگه فراموشت کنم،تو بمون با اون غرور لعنتی

قبل رفتنم ولی بذار بگم،خیلی سنگی،خیلی بی محبتی

 

ای مسافر غریبه،چراقلبمو شکستی؟

رفتی و تنهام گذاشتی ،دل به ناباوری بستی

ای که بی تو تک و تنها،توی این غربت سنگی

میدونم برنمیگردی،شدی همرنگ دورنگی

همه ی زندگی من اون نگاه عاشقت بود

چرا فکر کردی به جز من،یکی دیگه لایقت بود

رفتی و ازم گرفتی اون نگاه آشناتو

واسه من باقی گذاشتی،التهاب لحظه هاتو

حالا من تنها نشستم با نوای بینوایی

چه غریبم بی تو اینجا،ای غریبه بی وفایی

 



تاريخ : یکشنبه بیست و یکم آذر 1389 | 7:43 بعد از ظهر | نویسنده : محمد

یک قاشق چایی خوری عشق

   قد کف دست آسمان را

       با چند پربال کبوتر

       هم می زنم در ظرف قلبم

امشب برای او خورشت صبح خواهم پخت

     من این غذا را می گذارم

       روی اجاق داغ خورشید

       اما کسی هرگز نخواهد دید

 

          قل میزند قلبم

       یعنی خورشت صبح آماده است….

         می چینم آن را توی سفره

    این سفره ساده است.

 در انتظارش می نشینم

     بعد از هزاران سال

                        

                         شاید….

مهمان من امشب بیاید…



تاريخ : شنبه بیستم آذر 1389 | 11:15 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
حسین بیشتر از آب ، تشنه لبیک بود، افسوس که بجای افکارش ، زخمهایش را نشانمان دادند.

دکتر علی شریعتی



تاريخ : شنبه بیستم آذر 1389 | 11:4 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
این نامه رو واسه اون نوشتم

امیدوارم که خوشبخت بشی عزیز



تاريخ : جمعه چهاردهم آبان 1389 | 4:46 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
امشب تولد منه

گر چه آدمهای زیادی اطرافم هستند ولی شدیدا احساس تنهایی میکنم  آخه اونی که باید الان پیشم باشه تنهام گذاشت

من هنوز روز تولدش رو یادمه نمیدونم اون هم امروز رو یادش هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خدایا ...

 کفر نمی گویم

 پریشانم

چه می خواهی تو از جانم

 مرا بی آنکه خود خواهی اسیر زندگی کردی

 خداوندا

تو مسئولی

 خداوندا

تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشدآنکس که انسان است از احساس سرشار است

دکتر علی شریعتی



تاريخ : جمعه بیست و سوم مهر 1389 | 7:51 بعد از ظهر | نویسنده : محمد

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ...

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ...

تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ...

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ...

تنهایی را دوست دارم زیرا....

در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را

پنهان خواهم کرد...



تاريخ : یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389 | 11:26 بعد از ظهر | نویسنده : محمد

سوال میکنم از

 چشمان پر سکوت ، از باران بهانه ها ، از رقص قاصدک ها

که دلم را به دنیای افسانه ها برد .

تمام عمر دلواپس لحظه ها ، ستاره ها را از پنجره چشمانت شمرده ام .

در روزی که نفس های قهر آلودت ثانیه ها را شکست ،

ای مهمان مضحک اشک وخیال ،

غبار احساست هنوز بر جاده دیوانگی بر جا مانده است



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 | 1:9 قبل از ظهر | نویسنده : محمد

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389 | 0:49 قبل از ظهر | نویسنده : محمد
 

چه جای ماه ،

كه حتی شعاع فانوسی

درین سیاهی جاوید كورسو نزند

به جز قدمهای عابران ملول

صدای پای كسی

سكوت مرتعش شهر را نمی شكند

***

به هیچ كوی و گذر

صدای خنده مستانه ای نمی پیچد

***

كجا رها كنم  این بار غم كه بر دوش است ؟

چرا میكده آفتاب خاموش است !

 



تاريخ : پنجشنبه هجدهم شهریور 1389 | 3:33 بعد از ظهر | نویسنده : محمد
 

 

بگذار امشب
در آغوش ماه تو باشم
شاید
فردا مرا آفتابی نباشد...

 

 


  • دانلود فیلم
  • دانلود نرم افزار
  • قالب وبلاگ